دهه 30 تهران قدیم :

صنعت ایران در برزخ بین پیشرفت و سنت گیر کرده بود یک طرف صدای ممتد چکش بازار مسگرها حرارت کوره های آهن گر ها بود و در طرف دیگر کارخانه جنرال مکانیک و ایران ناسیونال علم شده بود .جوان های اهل کسانی محسوب می شدند که کنار دست پدر یا استاد شاگردی می کردند و ذره ذره از چشمه فن و هنر آنها سیراب می شدند.کار کردن به این راحتی ها نبود ,شاید تصورش هم سخت باشد ولی آن روزهایی که نه از دستگاه جوش خبری بود نه جرثقیل و نه حتی دریل ,اسکلت فلزی ساختمان ها با طناب و قرقره بالا می رفت و تیر آهن ها بوسیله ی مته ای که به یک آچار بسته شده بود سوراخ و پیچ و پرچ می شدند. با این حال چند سالی بود که درب و پنجره های چوبی و خاتم کاری شده ی عمارت های کلاسیک جای خود را به سازه های پروفیل آهنی داده بودند و صنعت گران زیادی از طریق تولید آنها ارتزاق می کردند.

14141

 

سال 1347 – خیابان پامنار :

در این زمان ابوالقاسم شفیعی عصر یکی از روزهای بیست و چهارمین سال عمر خود را, برای خرید پروفیل آهنی سپری می کرد .احتمالا” باید تشنه ی پیشرفت و تغییر و نوآوری باشی که در آن سوی خیابان متوجه تفاوت های یک پنجره با شمائل کاملا جدید ,متفاوت از پنجره های آهنی معمول شوی . آنجا بود که برای اولین بار یکی از معدود پنجره های آلومینیومی موجود در ایران را دید وبی درنگ با قیمتی گزاف آن را خرید و با خود به خانه برد..

18515

 

 

سال 1348 – گرگان :

سبکی, زیبایی ,استحکام کافی ,شکل پذیری آسان و به خصوص مقاومت عالی در برابر خوردگی محیطی و بسیاری از خواص منحصر به فرد دیگر آلومینیوم او را بر آن داشت تا اولین واحد تولید درب و پنجره ی آلومینیومی در نیمه شمالی ایران را احداث کند. با این حال مشکلات کم نبود . در آن زمان قیمت تمام شده ی پنجره آلومینیومی 250 ریال به ازای هر کیلو گرم بود در حالی که آهن فقط 18 ریال در می آمد . طبیعتا”بازار آن دوران در مقابل این تغییرات مقاومت می کرد ولی پشت کار او آنقدر بود که پس از چند ماه مصرف پروفیل آلومینیومی کارگاه او به مقدار قابل توجهی برسد و حسابی سرو صدا کند.

سال 1356 – گرگان:

آلومینیوم نیاز به آبکاری (آندایز) داشت . با بالا رفتن مصرف بازار , شفیعی به فکر تاسیس یک واحد آبکاری آلومینیوم افتاد. در آن زمان بخش اعظم مصرف آلومینیوم به علت شرایط خاص آب و هوایی در شمال کشور بود. از این رو اولین واحد آبکاری استان های شمال و شمال شرقی ایران و سومین آبکاری ایران به همت او تاسیس گردید. رفته رفته میزان تولید و رشد این واحد افزایش یافت و در سال های بعد از انقلاب به اوج خود رسید تا حدی که ماهیانه بیش از 120 تن آلومینیوم در این کارخانه آنودایز می شد . در حالی که کم کم صنعت آلومینیوم در کشور گسترش می یافت و کارخانه های بزرگ و کوچک در شهر های مختلف افتتاح می شدند آبکاری شفیعی نیز به تولید مشغول بود و استادکاران زیادی را در این صنعت تربیت می کرد و به بازار کار می فرستاد . زمان به سرعت در گذر بود ولی گواراترین آبها نیز اگر ساکن شوند می گندند پس وقت آن رسیده بود که با دور خیزی به درازای دهه ها تجربه گامی استوار در راستای پیشرفت و نوآوری این صنعت برداشته شود .

سال 1385- گرگان:

در این سال استاد ابوالقاسم شفیعی رسالت خویش در صنعت کشور را هر چه بیشتر تکمیل نمود و حاصل سالها تجربه و تلاش خود را با امیدی تازه در اختیار گروهی جدید قرار داد تا ادامه دهنده راه او باشند .این گونه بود که صنایع آلومینیوم ماندگار با امید خودکفایی و پیشرفت ایران عزیز شکل گرفت